محمد الريشهري

256

حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)

قرآن كريم ، واژه " امام " را بر كسى اطلاق مىكند كه به درجات قرب رسيده و سالار كاروان ولايت‌مداران شده و ارتباط انسان را با اين حقيقت ، نگاه داشته است . امام ، كسى است كه خداى سبحان ، او را براى پيش‌گامى در طريق ولايت برگزيده و هموست كه مهار هدايت معنوى را در دست گرفته است . همه پرتوهاى تابناك ولايت كه بر دل بندگان مىتابد بارقه‌هاى برخاسته‌از منبع نور امام و هديه‌هاى پراكنده و عطيه‌هاى متّصل به درياى بىكران او هستند . « 1 » علّامه سيّد محمّد حسين طباطبايى رحمه‌اللّه در اين باره مىگويد : به طور خلاصه ، امام ، هدايتگرى است كه با نور هدايت ملكوتىاى كه همراه دارد ، ره مىنمايد . پس حقيقت امامت ، گونه‌اى ولايت بر اعمال مردم است و هدايت او ، به معناى رساندن ايشان به مقصود و با فرمان الهى است ، نه فقط ارائه طريق كه شأن پيامبر وفرستادگان الهى و هر مؤمنى است كه با نصيحت و اندرز نيكو ، به سوى خدا هدايت مىكند . « 2 » به بيان ديگر ، هدايت باطنى و نورانيتى كه بر اثر انجام دادن تكاليف الهى ، براى انسان فراهم مىآيد ، از طريق انسان كامل و امام ، به او افاضه مىشود . « 3 » از اين رو ، بدون ارتباط معنوى با او ، اعمال صالح نمىتوانند نقش خود را در تكامل انسان ايفا كنند و بدين جهت ، ولايت اهل بيت عليهم السلام ، شرط قبولىِ اعمال شمرده شده است ، چنان كه پيامبر صلى اللّه عليه و آله مىفرمايد : وَالَّذى بَعَثَنى بِالحَقِّ نَبِيّا لَو أَنَّ رَجُلًا لَقِىَ اللّهَ بِعَمَلِ سَبعينَ نَبِيّا ثُمَّ لَم يَأتِ بِوَلايَةِ أُولِى الأَمرِ مِنّا أهلَ البَيتِ ما قَبِلَ اللّهُ مِنهُ صَرفا و لا عَدلًا . « 4 »

--> ( 1 ) . خلافت و ولايت ، محمدتقى شريعتى : ص 380 . ( 2 ) . الميزان فى تفسير القرآن : ج 1 ص 272 . نيز ، ر . ك : ترجمه تفسير الميزان : ج 1 ص 375 . ( 3 ) . براى توضيح بيشتر ، ر . ك : رهبرى در اسلام ، محمّد محمّدى رىشهرى : ص 23 ( رهبرى باطنى ) . ( 4 ) . الأمالى ، مفيد : ص 115 ح 8 ، بحار الأنوار : ج 27 ص 192 ح 49 .